السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
33
جواهر البلاغة ( فارسى )
و تهيگاه لطيفى كه چونان بند چرمين باريك بود ؛ و ساق پايى كه مثل بند نى روييده در آب ، نرم و انعطافپذير بود . و المقيّدان به وصف أو اضافة أو حال أو ظرف أو نحو ذلك كقولهم فيمن لا يحصل من سعيه على فائدة : « هو كالراقم على الماء » فالمشبّه هو السّاعى على هذه الصفة و المشبّه به هو الراقم بهذا القيد . و وجه الشبه التسويه بين الفعل و الترك فى الفائدة . و آنجا كه دو طرف تشبيه مقيّد به صفت ، اضافه ، حال يا ظرف و مانند آن [ مثل مفعول ] باشد ، مانند سخن مردم كه به كسى كه تلاش بيهوده مىكند مىگويند : او مانند شخصى است كه بر آب رقم مىزند . بنابراين « ساعى » كه اين صفت را داشته باشد مشبّه است و « راقم » كه اين قيد [ على الماء ] را دارا باشد مشبّهبه است و وجهشبه برابر دانستن كار و ترك آن در فايده است . و كقوله : « 1 » و الشّمس من بين الأرائك قد حكت * سيفا صقيلا فى يدر عشاء « 2 » و خورشيد از ميان درختان پيلو حكايت مىكند شمشير برّاقى را كه در دست لرزانى باشد . در اين مثال « شمس » مشبّه و مقيّد به ديده شدن از بين درختان پيلو است . و « سيف » مشبّهبه و مقيّد به بودن در دست لرزان است . و المختلفان و المشبّه به هو المقيّد كما فى قول ذى الرّمة : و آنجا كه دو طرف تشبيه مختلف ( يكى مفرد و يكى مقيّد ) و مشبّه به مقيّد باشد مانند سخن ذو الرّمة : قف العيس فى أطلال ميّة فاسأل * رسوما كأخلاق الرداء المسلسل « 3 »
--> - « مذلل » : گياهى كه به وسيلهء آب نرم شده است به گونهاى كه مطاوعت مىكند از هركس كه دستش را به سوى آن دراز كند . وزير ، ابو بكر عاصم بن ايوب در شرحى كه بر ديوان امرؤ القيس نگاشته است گفته : امرؤ القيس ، تهيگاه آن زن را در نرمى و تا شدن و لطافت به مهار تشبيه كرده است ؛ و ساق پاى آن زن را به نى روييده در زير نخل تشبيه كرده است ، در حالى كه نخل بر آن از خورشيد سايه مىافكند ؛ و چهرهء او را به سفيدى تشبيه كرده . ( 1 ) - اين شعر از قاضى فاضل است . ( مترجم ) ( 2 ) - « اراك » درختى از درختان شور است كه با شاخههايش مسواك مىشود ، مفرد آن « أراكة » است ، در هندى و احيانا در فارسى به آن درخت « پيلو » مىگويند . ( مترجم ) ( 3 ) - « عيس » : شتران ارجمند ، و گفته شده شتران سفيدى است كه سفيديشان با سرخى آميخته شده يا با تيرگى اندكى . -